دوباره از تو گفتن نه نباید

بازم اسم تورو بردن نه نباید

شب دلگیر ازیادبردن تو

بازم خواب تورو دیدن نه نباید

رهاکن قلبموای رفته ازیاد  بذار عادت کنم به رفتن تو

تومیشناسی منو می دونی ای یار

چقدر سخته برام نخواستن تو

شب دربه دری درکوچه ی عشق

به من چشمای تو عشقو نشون داد

گله ارزفتنت هرگز ندارم

                 ولی از موندن یاد تو................فریاد

تواتش بوری ومن تشنه ی تو

تورفتی تا ببینی سوختن من

ندونستی خود مرگه " جدایی

               برای اون که تن داده به سوختن

 

آرزو

 روزی دوباره ترا خواهم دید

در ان روز از تو و چشمانت گله خواهم کرد.

و در ان روز با همه ی گله ها باز هم به تو خواهم گفت:

هرگز فراموشت نکرده و نخواهم کرد.

 

روزی دوباره ترا خواهم دید

حتی اگردرفرداهای دور...............

در ان روز با انکه دلم ازتو شکایت خواهد داشت

به تو خواهم گفت:

بیشترازگذشته دوستت دارم

شاید روزی دوباره ترا ببینم

شاید......... 

با اینکه ساده ترین عادت مردمان این شهر

گریستن است

برای اثبات عشق

تو این کار را ساده انجام نده

چرا که خنده هایت را

                                       بیشتر دوست میدارم

love